با اعلام روز پدر موجی از سردرگمی رشت را فرا گرفت
یه بار یه رشتیه کتاب می نویسه اول کتابش مینویسه تقدیم به پدرم که دوست بابام بود
یه رشتیه می خواد سر مچ زنش رو بگیره با دوستش قلاب میگیره وقتی میره بالا با خنده میاد پایین دو سه بار همین کار رو می کنه تا اینکه دوستش عصبانی میشه میگه خب چیه چرا میخندی؟ میگه آخه تا حالا کون عباس آقا بقالی رو لخت ندیده بودم

به رشتیه می گن شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد داری؟
میگه صددرصد . من خودم دو سال بعد از مرگ پدرم به دنیا اومدم
تركه و رشتيه ميرن جهنم . رشيته مي پرسه چه جوري مردي؟ تركه ميگه از سرما تو چي ؟ ميگه من از تعجب ! رفتم خونه ديدم زنم خوابيده همه جا رو گشتم ، توي اتاق ، زير تخت ، توي انباري ، توي كمد ، خلاصه ديدم هيچ كس نيست از تعجب سكته كردم تركه گفت : خاك بر سرت اگه توي فريزر رو مي گشتي نه من مي مردم نه تو
رشتيه ميگه به ۴ دليل عاشق زنم شدم . . .
۱- با چهار تا مرد ديدمش گفت دوستامن .. فهميدم صداقت داره
۲- دفعه بعد باچنتا مرد ديگه ديدمش , سرشو انداخت پايين . . فهميدم که نجابت داره . . .
۳- رفتم در خونش ديدم صف کشيدن . . گفت برو ته صف . . . فهميدم که عدالت داره . .
۴- رفتم در خونه مادرش ديدم يک صف هم اونجاست . . .فهميدم اصالت داره
رشتيه به دوستش ميگه تهران عجب جاييهااا…… از در ترمينال که مي ري بيرون … با يه ماشين آخرين سيستم مي يان دنبالت …. بعد مي برن بهترين رستوران شام مي دن از اون ورم دربند و درکه و قليون و حال بعدم بهترين هتل و چه تختي و رخت خوابي .. صبحم کلي پول مي زارن تو جيبت و ….. … رفيقش مي گه : برو بابا … تو که تاحالا تهران نرفتي … مي گه: من نرفتم خانمم که رفته
امام جمعه رشت ميگه مردم انتخابات خيلي مهمه نبايد مثل مسائل ناموسي به راحتي از كنارش رد بشيد
رشتي ها به چراغ خواب ميگن شاهد ماجرا
سر جاده شمال نوشته “از غيرت خود بكاهيد
رشتي نويسنده بوده آخركتابش مي نويسه تقديم به پدرم كه دوست بابام بود
شعار تنظيم خوانواده در رشت مامان يه بابا بسه
رشتي يه دم مرگش اززنش مي پرسه : راستشو بگو تا حالا چند دفعه بمن خيانت کردي؟ زنش گفت : خدا وکيلي سه بار! رشتي يه گفت: کي هابوده؟ زنش گفت : يادته يه دفعه مربي ات تو را بازي نميداد؟ بعد بازي ات داد؟…. رشتي يه گفت: دفعه دوم کجا بود ؟ زنش گفت : يادته هم تيمي هاي تو، توپ را بهت پاس نميدادن؟بعد مرتب بهت پاس مي دادن ؟ خب من مجبور شدم اونا را راضي کنم ديگه…رشتي يه گفت : خب دفعه سوم کي بود؟ زنش گفت : يادته که وقتي توي استاديوم بازي مي کردي هيچکي تشويقت نميکرد؟بعد همه تشويقت کردن؟ خب ديگه مجبور شدم صدهزار نفرشونو راضي کنم ديگه….
رشتيه کتک مي خوره، ميگه: صبر کنيد پسر بزرگم بياد، حالتون رو ميگيره! شما حريف کردها نمي شين!!
رفیق رشتیه میاد خونش مهمونی. وارد اتاق كه میشه، میبینه یه تفنگ به دیوار آویزونه. می پرسه: این واسه چیه؟ رشتیه میگه: واسه حفظ ناموس! خلاصه یارو حساب كار خودشو می كنه. شب ردیف تو اتاق خوابیده بودند،
زنه میگه: {با خروپف}تفنگ خرابه!
دخترش میگه: {خروپف} فشنگ نداره!
رشتیه میگه: منم كه خوابم!!!
به رشتيه ميگن: تو ۸ سال اسير بودي، چطور بچه ۲ ساله داري؟ ميگه: من اسير بودم، خانوم كه اسير نبوده!
نغمه كودكان رشت:
بازمامان با افاده صبح زود امد بخانه
شب نبوده پیش بابا ظاهرا صد بار . . .
كودكی ۱۰ ساله بودم مامانم من را فرستاد توی جنگلهای گیلان
دنبال مرغانه بودم چونكه برگشتم زجنگل چندعمو درخانه دیدم
به رشتیه میگن پارسال تولد زنت کادو چی بهش دادی؟ میگه بردمش کیش. میگن دمت گرم حالا امسال چه کار میکنی براش ؟ میگه میرم میارمش
به رشتیه می گن جون زن و بچت رو قسم بخور می گه به جون رشت و حومه
رشتیه میره کلاس غیرت. تو خیابون یکی به زنش تنه می زنه یقه شو می گیره بهش میگه مگه خودت خواهر و مادر نداری. یالله ماچش کن از دلش دربیاد
یه رشتی به دوستش میگه : جایی رو سراغ دارم اگر بریم شام میدن… تریاک میدن بکشیم… انواع مشروبات میدن بخوریم… و کلی هم حال میدن و حمام مجانی و آخر سر ۵۰۰۰ تومان هم میدن! دوستش میگه : کجاست؟ رشتیه میگه : خودم نرفتم زنم رفته!!!
از رشتیه میپرسن شما به روز پدر چی میگید میگه یوم الشك
به رشتيه گفتن زن خوب چه زنيه ، گفت : اون زنی که صبح که از خواب پا ميشه برگرده خونش . گفتن پس زن نمونه چه زنيه . گفت :اونی که وقتی داره مياد سر راش نونم بگيره
به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر.
ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!!
ميگن: مرتيكه اين شرورا چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛
- صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز!
- امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن!
- موبايل خانمه، كه هيچ وقت در دسترس نيست!
- آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم!
رشتيه داشته با پسرش از يك دهي رد ميشده، پسرش ازش ميپرسه: باباجون، چرا اين آقاهه داره پستوناي اين گاوه رو ميماله؟!
رشتيه ميگه: واسه اينكه اين آقا ميخواد اين گاوو بخره، ميخواد مطمئن شه كه مريض نيست.
پسره يهو هول ميكنه، ميگه: ااا…بابايي… يعني اكبرآقا هم ميخواد مامانو بخره؟